دانلود آفرین

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


داستان کس کردن زندايي کس خد
 
hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272580.htmlCached
Translate this pageSep 20, – این زیده ما شروع کرد به ته ته به ته کردن من سریع گفتم هیچ چی از دوستان دانشگاه هستن داشتیم درس می خوندیم! … تازه فهمیدم قضیه چیه منم بیشتر حشری شدم افتادم به جون کس خالم چه لیسی میزدم خالمم کیرمو تو دهنش جا داد همشو خورد اونقدر خوب ساک میزد که انگار صد ساله اینکارس احساس … منم از خدا خواسته قبول کردم.

ماجراي آمپول زدن زن دايي – 1 | dastan2012

 
https://dastan2012.wordpress.com/…/ماجراي-آمپول-زدن-زن-دايي-1/Cached
Translate this pageJul 24, 2010 – سلام مي خواهم اولين داستان سكسي خودم را كه با زنداييم اتفاق افتاد براي شما بنويسم. راستش … 2 تا سينه گرد كه هميشه توي لباساش خود نمايي ميكرد. اما بد تر … اما يه جاي خوشحالي براي ما مونده بود گفتيم هر وقت اقا دايي كرد تو كس زن دايي و 9 ماه بعد بچه دار شد هنگام شير دادن بچه بالاخره ميشه سينه هاش رو ديد زد. اما روزهاي …

زن دایی | bustedballs

 
https://bustedballs.wordpress.com/2013/04/14/زن-دایی/Cached
Similar
Translate this pageزن دایی. April 14, 2013. اولین باری که یه زن به تخمم لگد محکمی زد 14 سال بیشتر نداشتم قضیه برمی گرده به آخرای تابستون تازه داشتم به سن تکلیف میرسیدم …. باز کردم رفتم تو اتاق با حالت عصبانیت جلوی دختر خاله هام که یه جور خاصی بهم نگاه می کردن دفترم رو پرت کردم روی زمین دختر خاله ام نسرین بهم گفت حمید پسرم چطوری ؟

کردن مستاجر خوش صدا | داستان سكسي

 
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-مستاجر-خوش-صدا/Cached
Similar
Translate this pageJun 25, 2011 – بعد مشغول اون شدم و مانتو و شلوارشو دراوردم وای چه سفید و سکسی بود یه شرت و کرست ست مشکی پوشیده بود که ادم ابش میخواست بزنه بیرون بعد خودش مقنعه شو دراورد که موهاش که های لایت بود افتاد بیرون دیگه کفم بریده بود سوتینشو باز کردم با سینه هاش بازی می کردم و بعد کیرمو دراوردم گذاشتم بینشون و اونارو …

کردن الهام تپل | داستان سكسي

 
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-الهام-تپل/Cached
Similar
Translate this pageJun 25, 2011 – سلام من زیاد اهل پیچوندن و طول دادن داستان نیستم،یه عمو دارم که یدونه دختر داره3سال ازمن کوچیکتره. سال83 بود که من … اول آشنایی مون خیلی دوسش داشتم تااینه سر از کاراش در آوردم با دو تا از پسرای همسایه ارتباط تلفنی داشت،خودم باچشمای خودم دیدم از یه پسره بی خود یه تیکه ورق گرفت،معلومه شمارت تلفن بود دیگه…

قصه آه – ویکی‌نبشته

 
https://fa.wikisource.org/wiki/قصه_آهCached
Similar
Translate this pageSep 27, 2010 – <بهرنگی، صمد. یکی بود، یکی نبود. تاجری بود، سه تا دختر داشت. روزی می خواست برای خرید و فروش به شهر دیگری برود، به دخترهایش گفت: هر چه دلتان می خواهد بگویید برایتان بخرم. یکی گفت: پیراهن. یکی گفت: جوراب. دختر کوچکتر هم گفت: گل می خواهم به موی سرم بزنم. تاجر رفت خرید و فروشش را کرد، پیراهن و ... داستان/ منهای عمه خانم
 
https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6445/…/داستان-منهای-عمه-خانم-Cached
Translate this pageداستان/ منهای عمه خانم. نویسنده : سعیده زادهوش. دیشب موقع خواب از طرف شرکت با، بابا تماس گرفتند و بابا را احضار کردند. بابا بعد از این تلفن معما را طرح کرد: «قرار عمه رو چی کار کنم؟» مامان سؤالش … مامان دست روی شانه هایم گذاشت و با لبخند گفت: «این پارسا رو خدا واسه چی بهمون داده! از حالا باید … دست به سینه تکیه زدم به دیوار. بعد از …

زن عمو | داستان سکسی

 
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-4/Cached
Similar
Translate this pageJul 10, 2010 – سلام اين داستان بر ميگرده به 3 سال پيش كه من 16 سالم بود . من زن عموم رو خيلي دوست داشتم و هميشه ميرفتم خونشون به بحانه ي بازي كردن با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه ميرفت اخه فكر نمي كرد كه من بهش نظر داشته باشم . من هم هميشه ي خدا تا وقت پيدا ميكردم استفاده …

داستان سکس عمه | Nicesexs’s Blog

 
https://nicesexs.wordpress.com/2010/07/22/داستان-سکس-عمه/Cached
Similar
Translate this pageJul 22, 2010 – این داستان بر می گرده به تابستان ۸۶ ، اول بذارین یکم از خودم بگم.ما یه خانواده ای هستیم پر … خواهر منم گفت مامان سیمین الان می خود زنگ بزنه و … عمه هم گفت نمی خواد من … وقتی دستم به کس داغش خورد انگار تو دلم آجر خالی میکردن و دلم حری ریخت و دیگه دلم هیچ چیزی نمی خواست جز کردن کس عمه شهین. دستم رو می مالیدم رو …

جام نیوز :: JamNews – ماجراهای من و زن دایی

 

10 .
www.jamnews.com/detail/News/420542Cached
 







NS